تبلیغات
ئامانج - پاییز 2-94

پاییز 2-94


پاییز منتظر نیامده مهرش برفت و آبانش آغاز شد؛ همیشه برایم جای سوال است که چرا اینگونه پاییز غریبانه می آید و میرود و هیچ کس او را در نمی یابد؛ بعضی ها از او بیزارند و دلتنگیهای خود را به حساب او میگذارند ؛ پاییز غریب ؛ غریبی که با غریبی می آید و مدتی را در غربت سپری می کند و باز غریبانه میرود؛آری اینست حال پاییز تنها ؛ اما من پاییز را دوست دارم بخاطر وسعت روح بی پایانش بخاطر تحمل رنج دیگران چون اجازه میدهد دلهای تنگ او را مقصر دلتنگیهایشان بدانند و این همه وسعت قلب تنها مختص به اوست که خود اولین قربانی خزان؛خزانش است!!!!خزانی از جنس لطافت و زیباییها در دائره کائنات هستی؛ شاید تنها زمین است که پاییز را در دل خود جای داده و دیگر سیارات شاهد این همه زیبایی او نباشند؛ هنگامی که از شدت اندوه و غم سینه ام مالامال تر از همیشه می شود و دیگر احساس خفگی می کنم سر به دامن طبیعت میگذارم و با بوییدن پاییز؛ غمهایم را با او شریک میشوم و او هم که گویی دریافته که عاشقی دیوانه وار چون من دارد ؛ گاه با آهنگ بادهایش برگ طلایی درختان را به رقص در میاورد تا بر من ببارند و گاه با شیونهای بی سرو تهش قطرات اشکش را بصورتم می باراند تا مرا بخود آورد وگاه این شیوانها توام با گردوخاکی میشود که چشمانم رابسوزاند تا عابرانی که مرا میبینند اشکم را نبینند و فکر کنند از گردوخاک پاییزاست؛همه را می بینم که چگونه از این رفتار پاییز آزرده و هرکدام سویی فرار می کنند تا پناه گاهی را گیر بیاورند تا خود را از معرض این شیون محفوظ دارند اما هیچ کس فکر نمی کند پاییز بخاطر قلب من و قلبهای شکسته مشابه است که اینگونه شیون خاک برپا کرده است. آری پاییز تو را هیچ کس نخواهد شناخت ودرک نخواهد کرد ؛چه در قلب داری؛ اما امشب که ماه مهرت به اتمام رسید و آبانت را آغاز کردی بهترین آهنگ این ماهت را کوک کن و بنواز تا من یک دل سیر ؛حسرت چندین ساله ام را با رقص باد تو برقصانم!!!!!!!

                                                   پایز!پایز!

بوکی پرچ زه­ رد
من مات تو زیز
هه­ ردو هاو ده ­رد
من فیرمیسکم ، تو بارانت
من هناسه­ م ، تو بای سه ­ردت
من خه­ م ، تو هه ­وری گریانت
دوایی نایه:دادم ،دادت
هه­ رگیز ، هه ­رگیز
پایز! پایز!
 
 
پایز! پایز!
شان ­و مل روت
من مات تو زیز
هه ­ردوکمان جووت
هه­ ر تا گول سیس ئه ­بی بگرین
ئالتونی دار ئه ­رژی بگرین
بگرین...بگرین...چاومان نه سرین
هه ­رگیز ، هه­ رگیز
پایز! پایز!


ماموستا گوران






ادامه مطلب
[ پنجشنبه 30 مهر 1394 ] [ 02:07 ق.ظ ] [ ئــــامـــانج ]