تبلیغات
ئامانج - پاییز 3-94

پاییز 3-94

نرم نرمک پاییز دارد به روزهایی نزدیک میشود که با برگریزانی از جنس حنایی دست زمین معشوق را حنا گیرد ؛شاید عاشق زمینی است که باید هرسال نه ماه !!! در انتظارش خود را در بطن آسمان مستور گرداند؛ گویی پاییز در این ایام از این نابرابریها دلش خیلی گرفته و بغضی خفه کننده گلویش را تا حدخفگی میفشارد و وقتی این بغض ترکیده میشود گریه های سیل آسایش شروع به باریدن میکند و همه جا را طراوت می بخشد  تا مردم دلتنگیهایش را به دست فراموشی بسپارند وگاه بارش این اشکها با سیل توام میشود و فاجعه می آفریند ؛ حرفهای ناگفته پاییز از روزل ازل شروع وتا ابد ادامه خواهد داشت بدون آنکه کسی اورا فهمیده باشدواودر کارش واقفه ایی ایجاد کند. شاید پاییز انسانی بوده که مطرود درگاه حضرت دوست قرار گرفته و بر صلیب خشم او مصلوب گشته؛ شاید پاییز میعاگاه عاشقانی اسیت که زندگی را مرگ می شناسند؛شاید پاییز یادآور عدمیست که با مهر آغاز و با عصیان گمگشته پایان می پذیرد ؛ شایدپاییز مرده ایی است که هرسال مدتی اجازه زندگی میابد تا مجازاتش تشدید شود تا شدت مجازات بحدی وافرگردد که هرگز مورد بخشایش حضرت رحمان قرار نگیرد .شاید پاییز از جنس شیطان آفریده شد ؛شیطانی که فقط باید مجازات شودچون توان فریب دادن را ندارد و هرچه گوید حقیقتی عریان ؛ اززندگیست . شاید پاییز همانند کوچ پرنده آوازخوان است که هر چند دوست ندارد دل از عشق راستینش برکند اما به اجبار باید کوچ کند و چه نغمه های جانسوزی از ته دل برآورد که مردم ازآن لذت می برند و خود ازاین نغمه خوانی؛ جانش شعله ور میشود شاید پاییز اشتباهی؛ در خلقت بود ؛ شاید........واکنون ای پاییز؛ باتووداع گویم چون شاید سال دیگرکه توآمدی دیگر اثری از من نبود.پس بدرود ای پاییززیبا که هیچ زیبایی در دائره کائنات هستی قدرت مقایسه با زیبایی تورا ندارد.










ادامه مطلب
[ سه شنبه 19 آبان 1394 ] [ 11:46 ب.ظ ] [ ئــــامـــانج ]